موضوعات

*صفحه ی اصلی

*نسیم فردوس

*رویداد

*علمی

*سرگرمی

*پنجره

*پلاک

*انگلیسی

آرشیو
پیوندها

امام خمینی(ره)

مقام معظم رهبری

آیت الله وحید خراسانی

آیت الله مکارم شیرازی

آیت الله بهجت (ره)

آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

آیت الله جوادی آملی

آیت الله سیستانی

آیت الله نوری همدانی

آیت الله میرزا جواد تبریزی

آیت الله صافی گلپایگانی

خبرنامه
با عضویت در خبرنامه از آخرین به روز رسانی مطلع می شوید
ایمیل
ارتباط با ما
جهت ارتباط با ما می توانید از طریق پست الکترونیکی به آدرس Info@sepehre7om.ir و یا از طریق تلفن همراه به شماره 09102041912 پیام ارسال نمایید.

تقویم تاریخ

17 بهمن
تشکيل‌ مجمع‌ تشخيص‌ مصلحت‌ نظام‌ به‌ فرمان‌ امام‌ خميني ( ره‌ ) در سال 1366
18 بهمن
عمليات‌ والفجر مقدماتي در منطقه‌ هاي‌ فکه‌ و چزابه‌ در سال 1361
22 صفر
شهادت‌ " عمار ياسر " از ياران‌ با وفاي‌ پيامبر گرامي (ص‌ ) و حضرت‌ علي ( ع‌ ) در جنگ‌ صفين‌ در سال 37 قمري
7 فوريه
تولد " مندليف‌ "، نابغه‌ شيمي در سال 1834 ميلادي
19 بهمن
روز نيروي‌ هوايي ارتش‌ جمهوري‌ اسلامي ايران‌ و رژه‌ باشکوه‌ همافران‌ در مقابل‌ امام‌ خميني در سال 57
20 بهمن
شهادت‌ روحاني مجاهد سيد مصطفي خميني والد امام‌ امت‌ به‌ دست‌ اشرار در سال 1281
عمليات‌ والفجر ( 8 ) در منطقه‌ فاو در سال 64
21 بهمن
امضاء قرار داد ننگين‌ ترکمن‌ چاي‌ بين‌ فتحعلي شاه‌ و پاسکويچ‌ در سال 1206
شکسته‌ شدن‌ حکومت‌ نظامي به‌ فرمان‌ حضرت‌ امام‌ خميني ( ره‌ ) در سال 57
عمليات‌ طريق‌ القدس‌ دربندي‌ خان‌ عراق‌ در سال 1362
22 بهمن
پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي ايران‌ و سقوط نظام‌ شاهنشاهي در سال 57
11 فوريه
تولدتوماس اديسون در سال 1847 ميلادي
آزادي‌ " نلسون‌ ماندلا "، رهبر کنگره‌ ملي آفريقا پس‌ از 27 سال‌ زندان‌ در سال 1990 ميلادي
23 بهمن
تشکيل‌ کميته‌ هاي‌ انقلاب‌ اسلامي در سال 1357

توماس اديسون

توماس اديسون مخترع با استعداد در سال 1847 در شهر ميلان ايالت اوهايو آمريكا به دنيا آمد. او فقط حدود سه ماه آموزش و تحصيل رسمي آن زمان را داشت چون مدير مدرسه‌اش دريافته بود كه وي پسرش عقب افتاده است.
اديسون هنگامي كه فقط 21 سال داشت اولين اختراع خود را كه يك دستگاه الكتريكي شمارش آرا بود عرضه كرد. آن دستگاه فروش نرفت و اديسون از آن پس تلاش خود را روي اختراع ابزار وسايلي متمركز كرد كه بتواند بازار خوبي داشته باشند. مدتي پس از اختراع دستگاه شمارش آرا، اديسون سيستم پيشرفته نمايشگر اطلاعات بورس را اختراع كرد و توانست آن را به مبلغ چهل هزار دلار، كه در آن روزگار پول هنگفتي بود، بفروشد. با عرضه اختراعات متعدد ديگري اديسون مشهور و ثروتمند شد. اختراع گرامافون كه در سال 1877 به ثبت رسيد احتمالاً يكي از ابتكاري‌ترين اختراعات او به شمار مي‌رفت. ولي آنچه كه بيشتر براي دنيا اهميت داشت كاري بود كه او در سال 1879 در جهت تكميل و توسعه لامپ روشنايي حرارتي انجام داد.
اديسون اولين فردي نبود كه سيستم روشنايي الكتريكي را اختراع كرد. چند سال قبل از آن از نوعي لامپ الكتريكي قوسي شكل براي تأمين روشنايي خيابان‌هاي پاريس استفاده شده بود. اما لامپ الكتريكي اديسون همراه با سيستمي كه او براي توزيع نيروي الكتريكي ابداع كرد بهره‌گيري از نيروي الكتريسيته را براي تأمين روشنايي منازل عملي ساخت. در سال 1882 كمپاني او در نيويورك توليد لامپ برق را آغاز كرد و از آن پس استفاده از برق در منازل سريعاً در سراسر جهان گسترش يافت.
اديسون با ايجاد اولين كارخانه و شبكه توزيع برق براي منازل و اماكن خصوصي شالوده توسعه بزرگ صنعت را بنا نهاد. امروز استفاده از اين منبع انرژي تنها محدود به تأمين روشنايي نيست بلكه گستره بزرگيي از لوازم خانگي، از تلويزيون تا ماشين لباسشويي، با نيروي الكتريسيته كار مي‌كند. علاوه بر اين امكان دريافت نيروي الكتريسيته از شبكه توليد و توزيع كه اديسون ايجاد كرد استفاده از نيروي برق را در صنايع امكان پذير كرده است.
اديسون همچنين سهم بزرگي در توسعه و تكميل دوربين‌هاي فيلمبرداري و پروژكتور نمايش فيلم دارد. او در اصلاح سيستم تلفن كار بزرگي انجام داد، دهني ذعالي ابداعي او بر قدرت شنوايي طرف مقابل در تلفن افزود. همچنين در تلگراف و دستگاه‌هاي ماشين تحرير اصلاحاتي به وجود آورد. از ميان ساير اختراعات او مي‌توان از دستگاه «ديكتافون» و دستگاه ذخيره باطري نام برد. گفته مي‌شود اديسون بيش از يكهزار مورد مختلف اختراع را به ثبت رسانده است كه از نظر تعداد واقعاً عجيب و غيرقابل تصور است.
يكي از دلايل اين توانايي فوق‌العاده در اختراع و ابداع، آن است كه او در آغاز كار يك آزمايشگاه تحقيقاتي در «منلوپارك» نيوجرسي تأسيس كرد و گروهي از افراد لايق و كارآزموده را به همكاري خود فراخواند. اين در واقع نمونه اوليه آزمايشگاه‌هاي تحقيقاتي بزرگ بود كه از آن پس اغلب صنايع مهم در كنار كارگاه‌هاي خود ايجاد كردند. ايجاد يك چنين آزمايشگاه تحقيقاتي مدرن و مجهزي را كه در آن بسياري از افراد به كار گروهي و دسته جمعي مشغول هستند بايد يكي از مهمترين اختراعات اديسون به حساب آورد كه البته او نمي‌توانست آن را به نام خود به ثبت برساند.
اديسون تنها يك مخترع صرف نبود بلكه در زمينه توليد و سازماندهي چندين كمپاني صنعتي كارهاي مهمي انجام داد. يكي از مهمترين تشكيلاتي كه او به وجود آورد همان است كه امروز به نام شركت «جنرال الكتريك» در سراسر دنيا معروف و مشهور شده است.
اديسون گرچه اصولاً يك دانشمند به معناي اخص كلمه نبود ولي به يك كشف بسيار مهم نيز دست يافت. در سال 1882 كشف كرد كه در فضاي تقريباً خلأ، الكتريسيته جاري مي‌تواند بين دو سيمي كه با يكديگر تماس ندارند، جريان يابد. اين پديده كه از آن به عنوان «اثر اديسون» ياد مي‌شوند نه تنها از نظر تئوري قابل توجه است بلكه در عمل نيز موارد استفاده فراواني دارد. با بهره‌گيري از اين پديده تكميل و اصلاح لوله‌هاي الكتروني عملي شد وايجاد صنعت الكترونيك ممكن گرديد.
اديسون در قسمت اعظم عمر خود از عدم شنوايي شديدي رنج مي‌برد ولي اين معلوليت و ناراحتي با توان بالاي او در انجام كارهاي سخت و زياد جبران مي‌شد.
اديسون دوبار ازدواج كرد (همسر اول او در جواني از دنيا رفت) و از هر ازدواج خود سه فرزند داشت. او در سال 1931 در «وست ارنج» نيوجرسي درگذشت.
درباره استعداد و توان اديسون هيچ بحث و جدلي وجود ندارد. همگان بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه او بزرگ‌ترين نابغه اختراع در تمام دوران‌ها است. نگاهي به سلسه اختراعات مفيد و سودمند او احترام و تحسين همه را برمي‌انگيزد. گرچه به احتمال زياد اغلب اين اختراعات سي سال بعد توسط ديگران انجام مي‌شد. به هر حال اگر اختراعات اديسون به صورت تك‌تك در نظر گرفته شود هيچ‌كدام آنها از اهميت قطعي و تعيين‌كننده‌اي برخوردار نيست. به عنوان مثال لامپ روشنايي حرارتي اديسون، با تمام استفاده وسيعي كه دارد، چيزي نيست كه فرضاً در زندگي نوين جانشيني نداشته باشد در واقع لامپ روشنايي فلورسنت كه بر مبناي اصول علمي كاملاً متفاوتي كار مي‌كند به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته است و اگر لامپ روشنايي حرارتي اصلاً وجود نداشت زندگي روزمره ما تغيير چنداني نمي‌كرد. در واقع قبل از استفاده از روشنايي الكتريكي، شمع چراغ‌هاي روغني و چراغ گاز به طور كلي منابع كافي و رضايت‌بخش تأمين روشنايي بودند. گرامافون بدون ترديد يك اختراع استادانه است ولي هيچ‌كس نمي‌تواند ادعا كند كه اين وسيله به اندازه راديو، تلويزيون و تلفن در تغيير شكل زندگي روزمره ما مؤثر بوده است. به علاوه در سال‌هاي اخير روش‌هاي كاملاً متفاوتي مانند نوارهاي ضبط مغناطيسي براي ضبط صدا ابداع شده است. امروز اگر گرامافون و ضبط صوت نبود شايد در زندگي فعلي تفاوت بسيار اندكي احساس مي‌شد. بسياري از اختراعاتي كه اديسون به نام خود ثبت كرده است در واقع تكميل و اصلاح ابزارها و وسايلي بوده كه ديگران قبلاً اختراع كرده و مورد استفاده نيز قرار داشت. چنين اصلاحاتي با وجود سودمندي فراواني كه دارند نمي‌تواند در طول تاريخ از اهميت ويژه‌اي برخوردار باشند.
اما با وجود اينكه هيچ يك از اختراعات اديسون به تنهايي اهميت چنداني ندارد نبايد اين نكته را فراموش كرد كه او فقط يك وسيله را اختراع نكرد بلكه بيش از يكهزار اختراع مختلف دارد. به همين دليل است كه من اديسون را بالاتر از مخترعان مشهوري مانند ماركوني و گراهام‌بل قرار داده‌ام.
کتاب تاثیرگذارترین های تاریخ
شرح حال و آثار یکصد نفر از موثرترین شخصیت های تاریخ جهان
نوشته: میشل اچ.هارت
ترجمه: محمد حسین آهویی
انتشارات روزنه

طريقالقدس

شهر بُستان در عملیات پیروزمندانه «طریقُ القُدس» در جریان جنگ تحمیلی از رژیم بعثی عراق باز پس گرفته شد. عملیات طریق القدس با رمز «یا حسین(ع)» در غرب سوسنگرد و منطقه عمومی بستان آغازشد. این عملیات به منظور آزادسازی شهربستان و دسترسی به «هورُ الهویزه» انجام شد. عملیات طریق القدس طی 14روز با موفقیت كامل به پایان رسید و علاوه بربستان تا نقطه مرزی چَزّابه از وجود دشمن بعثی پاك شد.
نتایج عملیات بزرگ طریق القدس
تلفات نیروی انسانی دشمن : 546 نفر اسیر، 3500 نفر کشته و زخمی
سایر نتایج:
آزاد شدن 650کیلومتر مربع از خاك ایران و از جمله شهر بستان
تجهیزات و امکانات
تانک و نفربر: 180 دستگاه انهدامی و 170 دستگاه اغتنامی خودرو 200 دستگاه انهدامی و 250 دستگاه اغتنامی
هواپیما: 12 فروند انهدامی، هلیکوپتر: 4 فروند اندامی
دستگاه مهندسی: 150دستگاه اغتنامی، توپ: 9 قبضه اغتنامی.
پاسخ امام به تلگرام به رئیس جمهور و رؤسای نیروهای مسلح
آنچه برای اینجانب غرورانگیز و افتخارآفرین است روحیه بزرگ و قلوب سرشار از ایمان و اخلاص و روح شهادت‌طلبی این عزیزان که سربازان حقیقی ولی‌الله‌الاعظم ارواحنا فداه هستند می‌باشد و این است فتح ‌الفتوح. من به ملت بزرگ ایران و به فرماندهان شجاع قبل از آنکه پیروزی شرافتمندانه و بزرگ خوزستان(2) را تبریک بگویم، وجود چنین زرمندگانی را که در دو جبهه معنوی و صوری و ظاهر و باطن از امتحان سرافراز بیرون آمده‌اند، تبریک می‌گویم. مبارک باد بر کشور عزیز ایران و بر ملت شریف، رزمندگانی چنین قدرتمند و عاشقانی چنین محو جمالی ازلی و سربازانی چنین دلباخته دوست که شهادت را آرزوی نهایی خود و جانبازی راه محبوب در را آرمان اصیل خویش می‌دانند. افتخار بر رزمندگانی که جبهه‌های نبرد را با مناجات خویش و راز و نیاز با محبوب خود عطرآگین نموده‌اند. فخر و عظمت بر جوانان عزیزی که در راهی قدم برداشته و پاسداری از مکتبی می کنند که شکست ناپذیر و سر تا پا پیروزی است. و ننگ بر آنان که در راهی جان خود را هدرمی‌دهند و عرض و آبروی خود را می‌برند که پیروزی‌شان شکست و زندگی‌شان ننگ آفرین است. اشاره به عملیات طریق القدس در پنجم آذرماه 1360 که منجر به آزادی شهر بستان گردید.(صحیفه نور – 9/8/1360 )

عمار یاسر کیست؟

یاسر, پدر عمّار, اهل یمن بود. همراه دو برادرش به مکه آمدند و مقیم آن شهر شدند. یاسر سال ها بعد با سمیّه ازدواج کرد و عمّار, ثمره این ازدواج بود.1
پس از بعثت پیامبر خدا, یاسر و سمیّه از پیشگامان پذیرش اسلام بودند و در آن دوران سخت در مکه, شدیدترین شکنجه ها را به خاطر توحید و مسلمانى تحمل کردند و سرانجام زیر شکنجه هاى طاقت فرساى مشرکان قریش شهید شدند. عمار, فرزند جوان این دو قهرمان شهید, با قلبى مالامال از عشق به اسلام و حضرت محمد(ص) آن دوران سخت را پشت سر گذاشت و همراه اولین گروه از مسلمانان که به سرپرستى جعفر بن ابى طالب به حبشه هجرت کردند, به آن دیار رفت و پس از هجرت رسول خدا(ص) به مدینه, به آن حضرت پیوست و همه توان خود را در خدمت به اسلام و قرآن و در رکاب پیامبر اسلام به کار گرفت.2
حضرت محمد(ص) درباره او فرمود: سراپاى عمار را ایمان پر کرده, و ایمان با گوشت و خونش آمیخته است.3 ستایش هاى فراوان پیامبر خدا از عمار یاسر, از او چهره اى دوست داشتنى, الگوى ایمان, اسوه حق و تجسّم ارزش هاى قرآنى ساخته است و این سخن آن حضرت که: عمار, یکى از چهار نفرى است که بهشت, مشتاق آنان است,4 یکى از این گونه سخنان ستایش آمیز است.
عمار یاسر, به عنوان سربازى شجاع و با ایمان در رکاب پیامبر خدا(ص) حضور داشت و در جنگ هاى متعدد, با جان فشانى خود ایمان راستین خویش را نشان مى داد. در جنگ خندق, در حفر خندق پیرامون مدینه براى جلوگیرى از نفوذ دشمن, از فعال ترین نیروهاى مسلمان بود که مورد ستایش پیامبر نیز قرار گرفت.
پس از رحلت پیامبر, عمار همچنان در راه دفاع از حق و ولایت و اهل بیت, استوار ماند و دچار انحرافات سیاسى یا دنیاطلبى هاى شیطانى و جاه طلبى نگشت و چون شاهد نادیده گرفته شدن توصیه هاى روشن رسول خدا درباره اهل بیت و امیرالمؤمنین(علیه السلام) بود, در راه دین و حمایت از على(علیه السلام) مصمّم تر شد و هرگز از آن جدا نشد. وى از افراد گروه (شُرطة الخمیس) در زمان على(علیه السلام) بود; یعنى آنان که براى فداکارى در راه دین و حمایت از رهبرى امام و اطاعت از همه فرمان هاى او, شرط و پیمان جان با آن حضرت بسته بودند. پیامبر(ص) و على(علیه السلام) هم به آنان وعده بهشت داده بود.5
عمار همان گونه که در طول حیات پیامبر خدا, مؤمنى جان بر کف و مدافع اسلام بود, در دوران امامت على(علیه السلام) نیز شیعه اى مخلص و استوار بود و در رکاب وى با متجاوزان و پیمان شکنان جنگید.
وى در زمان خلیفه دوم, مدتى امارت و ولایت کوفه را عهده دار بود و در زمانِ مسئولیتش در این شهر, همچنان روحیه تواضع و اخلاص و ساده زیستى را حفظ کرد و کوشید تا از عدل و حق فاصله نگیرد. همین شیوه بر عده اى سنگین آمد و زمینه برکنارى او را فراهم آوردند. پس از آن وى دوباره به مدینه برگشت و در کنار على(علیه السلام) ماند و از دانش و کمالات او بهره گرفت.
عمار یاسر, در سنگر نهى از منکر, تلاشى چشمگیر داشت و در دوره خلیفه سوم نسبت به سوءاستفاده هاى وابستگان خلیفه از بیت المال انتقاد و اعتراض مى کرد و به خاطر همین رفتارش مورد خشم دولتمردان قرار گرفت و آزارش دادند, چون حریف زبان صریح و حق گو و انتقادگر وى از انحرافات و خطاها نبودند.
عمار, معیار حق بود. رسول خدا(ص) فرموده بود: عمار با حق است و از آن جدا نمى شود. از این رو در بروز فتنه ها وقتى کار بر مردم مشتبه مى شد, نگاه مى کردند عمار در کدام طرف است, همان جبهه را جبهه حق مى دانستند. در نبرد صفّین نیز, وجود عمار در میان لشکریان امیرالمؤمنین(علیه السلام) دلیلى بود بر اینکه این سو حق, و جبهه مقابل, باطل و ستمگر است.
عمار در دوران خلافت على(علیه السلام) سالخورده بود, اما جواندل, با نشاط و پر تلاش بود. وى در دوران حکومت علوى, رئیس نیروهاى انتظامى در مدینه شد. پس از فتنه گرى هاى معاویه در شام و پیمان شکنى طلحه و زبیر و بروز زمینه هاى جنگ جمل و صفین, وى به همراهى امام حسن مجتبى(علیه السلام) مأمور تجهیز نیرو از شهر کوفه شدند. در نبرد صفین, حماسه آفرینى هاى عمار در دفاع از جبهه حق و رسوا کردن نیروهاى باطل بسیار چشمگیر بود. او در میدان نبرد, خطبه هاى شورانگیز مى خواند و رزمندگان را به پیکار بى امان با متجاوزان و پیمان شکنان دعوت مى کرد. خطابه هاى روشنگر او, به سپاه حق بصیرت بیشترى مى داد. وقتى چشم او به پرچم عمروعاص افتاد, گفت: به خدا قسم, ما با این پرچم تاکنون سه بار جنگیده ایم و اینان در این جنگ هم هدایت شده نیستند و در همان کفر سابق به سر مى برند.6
در گرماگرم نبرد صفین, عمار یاسر, شهادت طلبانه و با اشتیاق به میدان رفت, در حالى که چنین رجز مى خواند: امروز, دوستان را, محمد و حزب او را دیدار مى کنم.
و پس از نبردى دلاورانه سرانجام به شهادت رسید.
شهادت عمار یاسر, گرچه در حضرت امیر و یارانش شدیداً اثر گذاشت و آنان را غمگین ساخت, ولى در تزلزل روحیه سپاه شام و رسوا نمودن معاویه هم بسیار مؤثر بود. چون رسول خدا(ص) بارها درباره او فرموده بود: گروه ستمکار و اهل بغى, او را مى کشند.
و ثابت شد که این گروه, همان سپاه شام اند که به فرمان معاویه به جنگ با على(علیه السلام) آمده اند.
عمار یاسر, این شیرمرد شجاع, در 94سالگى به آستان پروردگارش عروج کرد و خطى از حماسه و ایمان و ولایت را براى همیشه, پیش روى رهروان حق باز کرد.
سخن معاویه درباره او, به عنوان اعتراف دشمن, جایگاه والاى او را نشان مى دهد. روزى که مالک اشتر با دسیسه معاویه در راه عزیمت به مصر شهید شد,معاویه پس از شنیدن این خبر گفت:
على بن ابى طالب دو دست داشت: یکى از آنها در جنگ صفین بریده شد و آن عمار یاسر بود; دست دیگرش امروز جدا گردید و آن مالک اشتر بود.7
باشد که ایمان و صبر و شجاعت عمار و حرکتش بر مدار و محور حق و ولایت, الگوى همه رهروان راه حق و عدالت باشد.
پى نوشت ها:
1ـ مامقانى, تنقیح المقال, ج2, ص320.
2ـ اعیان الشیعه, ج8, ص373.
3ـ همان.
4ـ اختصاص, ص12.
5 ـ همان, ص3.
6 ـ همان, ص14; اعیان الشیعه, ج8, ص374.
7ـ اختصاص, ص81.

عهدنامه تركمنچاي

عهدنامه تركمنچاي قرارداد صلحي بود كه ميان ایران با نمایندگی ميرزا ابوالحسن خان شيرازي و آصف الدوله، و روسيه تزاري با نمایندگی ایوان پاسكوويچ، در 21 فوريه 1828م و با وساطت انگليس منعقد شد.[1]
اگر چه دوره جنگ های اول میان ایران و روسیه تزاری با انعقاد عهدنامه گلستان و واگذاری بخشهایی از خاک ایران به روسیه پایان یافت اما برخی بندهای این عهدنامه ابهام داشت؛ از جمله این که تعيين خط مرزي در عهدنامه گلستان (هر كشوري تا هر جا كه تصرف كرده بماند) مبهم بود؛ از این رو نماينده ايران ابوالحسن شيرازي براي حل بحران مرزي و حل اختلافات راجع به گنجه، شيروان و طالش به روسيه رفت اما جواب دربار روسيه به شرح ذيل است: «بلاد متصرفي به قهر و غلبه نبوده بلكه حكام هر محل با كمال رغبت حكومت روسيه را پذيرفتند....»[2]
بلاخره مذاكرات سياسي و ارتباطات ديپلماتيك بر سر گوگچاي كه از لحاظ سوق الجيشي و تسلط بر ايروان، براي ايران حائز اهميت بود ادامه پيدا كرد ولي، نماينده روس اين منطقه را حق كشور خود مي‌دانست. البته هدف اصلي روسيه تزاري از چنين ارتباطات سياسي كه توسط سفراي دو طرف انجام مي‌گرفت اين بود كه ايران نتواند خود را براي جنگ تجهيز قوا كند، كه در اين زمينه هم موفق شد.
بعد از دوره اول جنگ كه منجر به تحميل عهدنامه گلستان شد، با آغاز دوره دوم جنگهاي ايران و روس شكست جبران ناپذيري بر ارتش ايران و عباس ميرزا در گنجه وارد شد و سپاه روس به فرماندهي پاسكوويچ فاتح ميدان شدند. «هر چند قبل از اين عمليات در جنگهاي 1242-1241 با فتواي برخي علما از جمله كاشف الغطاء، احساسات ديني ايرانيان تهييج شد و سپاه ايران مقاومت رشيدانه‌اي در مقابل روسيه انجام داد؛ در نتیجه ميرمولف (به خاطر عدم كاميابي در جنگ) بر كنار و پاسكوويچ به فرماندهي سپاه قفقازيه منصوب گرديد.»[3] در نهايت وليعهد ايران - عباس ميرزا - بهترين افواج خود را در سردارآباد [نقطه با اهميت ارس] تمركز داد ولي بدليل نرسيدن آذوقه و جيره، روحيه سپاه تزلزل شد و عاقبت سردارآباد به تصرف روس درآمد و قواي ايران از ساحل چپ رود ارس به طرف آذربايجان رانده شد.[4] سپاه روس به پيشروي خود به طرف تبريز و پايتخت ادامه دادند. مك دونالد - سفير انگليس در تهران - از ترس پيشروي روس، بيشتر از فتحعلي شاه به هراس افتاد و شاه را مجبور به قبول شرايط صلح كرد.
سرانجام روابط خدعه آميز و به ظاهر مسالمت آميز سياسي روسها باعث شد ايران نتواند خود را تجهيز كند و به دفاع در مقابل روس بپردازد و وليعهد خسته از عدم حمايت‌هاي مالي، جنگ در مقابل روس را زود پايان داد و عهدنامه ننگين ديگري به نام عهدنامه تركمنچاي در سال پنجم شعبان 1243 ق / دهم فوريه 1828 به ايران تحميل شد.
مفاد عهدنامه
با عدم آگاهي فتحعلي شاه از روابط ديپلماتيك فرانسه با روسيه به خصوص در مورد عهدنامه تيلسيت (عهدنامه صلحي كه ميان فرانسه و روسيه در اواخر 1808 م امضا شد و اميدهاي ايران در جهت حمايت فرانسه [نيروي سوم] را به يأس تبديل كرد و عملاً به قطع روابط دو كشور در سال 1809 م انجاميد) و فشار نماينده انگليس به شاه براي انعقاد پيمان صلح ( به دلیل ترس از پيشروي روس و به خطر انداختن منافع انگليس در ايران و هندوستان) ، زمينه ساز انعقاد عهدنامه ترکمنچای گردید و موجب از دست رفتن قسمت های دیگری از حافظه تاريخي ايران گردید.
مفاد عهدنامه تركمنچاي عبارت بود از: استرداد اسراي ايران، پرداخت غرامت جنگ به دولت روسيه، اجازه عبور و مرور كشتي‌هاي تجاري روس در درياي مازندران، حق قضاوت كنسولي به روسيه، تخليه تالش توسط سپاه ايران و واگذاري ايروان و نخجوان به ملكيت مطلقه روس، تأييد وليعهدي عباس ميرزا و به رسميت شناختن سلطنت ايران در صورتي که وليعهد به اين مقام برسد. مطابق ذيل اين عهدنامه، در صورت ارتکاب جرم توسط اتباع روس در ايران، دادگاههاي ايران حق كوچكترين دخالتي را نداشتند (كاپيتولاسيون).[5] از ديگر مفاد اين عهدنامه تحميل عهدنامه تجاري بر ايران بود كه طبق فصل اول آن «اتباع روس‌ در همه جاي ايران مي‌توانند تجارت كنند و در صورت وفات، اموال منتقله و غيرمنتقله آنها، بدون هيچ مانعي از احكام ولايات متعلق به دولت روس است».[6]
[1] . امينی ، علیرضا؛ وحبيب الله ابوالحسن شيرازي، تحولات سياسي اجتماعي ايران از قاجار تا رضاشاه (1290 هـق- 1320 هـش) ، تهران، نشر قوس، 1382، ص 108.
[2] . شميم، علي اصغ؛ ايران- دوره سلطنت قاجار، تهران، كتابخانه ابن سينا، 1342، ص 66.
[3] . شميم، علي اصغر؛ ايران دوره قاجار، قرن سيزدهم و نيمه اول قرن چهاردهم، تهران، زرياب، 1379، ص 100.
[4] . همان، صص 101-100.
[5] . اميني، علي رضا و حبيب الله ابوالحسن شيرازي، پيشين، ص 108.
[6] . لسان الملك سپهر ، محمدتقي؛ به اهتمام جمشيد كيانفر، ناسخ التواريخ، ج اول، تهران، اساطير، 1377، صص 400-399